من نوشت

من نوشت هایم،گاه خاطرات،گاه غر زدن های بی انتها

جمعه

جمعه دوم اسفند ۱۳۹۸، 16:7

ترس از انجام کارهایی که در گذشته در اون ها شکست خوردیم

همراه ماست و این که  نکنه بازم شکست بخورم و نتونم..

دوچرخه سواری برای من نوعی شکست در کودکی بود

بدون کمکی نمیتونستم و بعد از چند تلاش کوتاه رهاش کردم.

بعد ها هم نه فرصتش پیش اومد و نه علاقه ای بود.

پریروز پسر دایی م دوچرخه شو اورد خونمون گذاشت 

امروز  که دوچرخه رو دیدم ،گفتم بذار یادبگیرم دیگه.

دور اول خواهرم دوچرخه رو گرفت دو تا پا نزده 

گت ولم کن، اینجور یاد نمیگیری

و تا داشت وارد خونه میشد من تونستم یادبگیرم

در چند ثانیه😂.

به مثال مدال اورای المپیک دور افتخار میزدم

و فخر به خواهرم میفروختم که دیدی تونستم🚶‍♀️😁

اونم هی میگفت یه دور دیگه بزن ، ببینم، الکی نگو.

خلاصه این پیروزی به دست اومده در چند دقیقه

بهم چسبید😁

و حقیقتا دوچرخه چه خوبه❤🙆‍♀️

: )
© من نوشت