ام، خب
میدونید امتحان اول رو دادم و خوب بودم
اما امتحان دوم حالت تهوع گرفتم و برگه دادم و اومدم بیرون
با این وجود خوب دادم
اما قرار بود روز اخری برم بیرون
خوش بگذرونیم
اولش مقاومت کردم، با دوستم رفتیم پاساژ(بعد چند دقیقه تماس گرفتم بیان دنبالم)
تا بیان دنبالم
توی پاساژ مثل اینا که حامله ن و بویی به دماغشون میخوره و عق
میزنن شده بودم
مقاومتم فایده نداش:/
فقط یه جایی حس کردم واقعا ممکن حالت تهوع به فعل برسه
و دسشویی رو پیدا کردم
دست و روم رو شستم
اما چشمام کامل کبود شده بود و قرمز
یه قیافه عجیبی بود
یکی از کارکنا که دید، گفت اوه
چشماش رو .
خلاصه وضعیت بدی بود، همه شم میترسیدم تو
اون پاساژ و اون پرستئژ یه جایی رو گند بزنم
تا اومدن دنبالم و رفتم خونه:/
کلی تو ذوقم خورد ، جون میخواستم برم بازار.
با دوستامم قرار داشتم
و کل ر یده شد به برنامه هایی که یه هفته
براشون شوق داشتم
: ((