من نوشت

من نوشت هایم،گاه خاطرات،گاه غر زدن های بی انتها

هیچی

جمعه ششم شهریور ۱۴۰۵، 9:12

محلم نداد زیدی.

با جمله‌ی" حرفای زشتی میزنی خانم فلانی" بحث رو بست.

کات کنسله.

بعداً نوشت:

من دارم غر میزنم و آقای ح این جوره که: این زندگی به قهر نمی‌ارزه و یک حسِ عزیزم‌ چی خورده تو مغزت هم بهم میده.

فکر کنم جدی یک‌چیزی تو مغزم خورده ولی از دستش شکارم.

الان بیرونه حیف.

: )
© من نوشت