یادآوریها
دوشنبه بیست و دوم تیر ۱۴۰۵، 8:46
چند روز پیش فکر میکردم واژه 'جنگ' دیگه تداعیگر و یادآور رنج نیست.
اما حالا میدونم این چنین نیست. حالا که میگم الان صبحه که پیامک خواهرم رو میبینم نوشته: اینجا رو بد دارن میزنن.
عادی هم نشده. یک جاهایی میدیدم نوشته انگار جنگ عادی شده ولی نه. تا زمانی که دوریم عادیه، تا زمانی که خبرش رو از دور میشنویم و بغل گوشمون نیست.
به نظر میاد زمان استراحت ما تمام شد. یه چند وقتی دور بودیم از میدان جنگ و باز برگشتیم.
از این که داره کمکم به سمت زیرساختها هم میره میترسم.
آخ
کاش حداقل این امتحانات رو لغو کنن. اصلاً ایدهای ندارم چطور میشه توی این وضعیت که ذهن آدم هزارجاست؛ بتونه خودشو جمع کنه.
: )