من نوشت

من نوشت هایم،گاه خاطرات،گاه غر زدن های بی انتها

خب

جمعه هجدهم مرداد ۱۳۹۸، 21:7

نه حوصله کتاب داشتم 

نه فیلم 

و نه زبان خوندن

کمد لباسامو باز کردم هر لباسی که از شستنش

دو هفته میگذشت به نظرم اومد خاک گرفته رو

انداختم تو آب-_-

بعدشم کفشامو شستم=))

__

دیشب تولد رو هم خیلی دوس داشتم*_*

هر چند دو نفری که انتظار داشتم یادشون بمونه

اصلا یادشون نبود-_- بیشورااا

 

دیگه این که بگم

هوا ناجوانمردانه گرمهههه

: )
© من نوشت