من نوشت

من نوشت هایم،گاه خاطرات،گاه غر زدن های بی انتها

وسواس شایدم واقعیت

سه شنبه بیست و پنجم آذر ۱۳۹۹، 23:54

حدود دو روز برای این تحقیق 

دنبال مطلب مفیدم‌ و اصلا و ابدا مطالب به دلم ننشستن

و وقتی تمام شد 

نگاهش کردم و به نظرم افتضاح بود.

ولی واقعا بیشتر از این ازم بر نمی اومد و حوصله شم

نداشتم.

بدتر از همه باید دست نویس هم میفرستادیم

تمام سعی م رو کردم بزرگ و خوانا بنویسم

ولی وقتی ارسال کردم بازم کوچک بودن نوشته ها=|

زود فرستادمش تا پشیمون نشدم و بشینم  دوباره بنویسم😬

تقریبا دروس دانشگاه تموم شدن

وقت میکنم درست و حسابی دروسی که جا افتادم رو بخونم 

زبان رو هم واقعا امیدوارم همین جور پیوسته پیش برم

ارشد رو عقب افتادم🙄

البته نداشتن برنامه منسجم و گیجی خیلی تاثیر داشته.

__

چقدر عجیبه که دیگه دارم عادت میکنم

 

: )

ز

دوشنبه بیست و چهارم آذر ۱۳۹۹، 1:5

من واقعا زی رو دوست دارم

دوستی مونو دوست دارم

تک تک‌لحظه هایی که با هم چت میکنیم رو دوست دارم

موضوعاتی که راجع بهشون صحبت میکنیم رو دوست دارم 

و هر چیزی که توی دوستی مون اتفاق می افته رو دوست دارم

ما دقیقا دو قطب مخالفیم

پر از تفاوت

پر از علایق متفاوت

ولی قشنگ ترین تجربه ی من توی دوستی

با آدمای متفاوت بوده.

هر چقدر که اون انرژی داره و میتونه بحث کنه

همون قدر منومیتونم آروم باشم و گوش بدم.

واقعا امیدوارم رابطه زی و رضا درست باشه

کلی حس خوب بهش منتقل شه 

و همیشه همین طور قشنگ باشه.

 

: )

بازگشت

یکشنبه بیست و سوم آذر ۱۳۹۹، 21:29

خب خب

اول از همه من خوبم و امروز ان شرلی هستم

همونقدر پرحرف و خیال پرداز

 توی خیالم کنار پنجره م و  زل زدم به شکوفه های درخت سیب‌

هنوز کلی چاله و چوله وجود داره

ولی خب فعلا از کنارشون بی تفاوت رد میشم

و متوجه شدم نود درصد حال بدم تقصیر این هورموناست

واقعا بهم ریختن و نمی دونم دردشون چیه

چند روز پیش دانشگاه 

به خاطر شاگرد اول بودن ازم تقدیر کرد

(جمله شاگرد اول رشته ..در دانشگاه، یکم خنده داره انگار)

از اونجایی که آدم رقابت کردن نیستم 

حس خاصی هم در من ایجاد نکرد

ولی مامان اینا خیلی خوشحال شدن

و مامان میخواست این تقدیر نامه بی مصرف

رو بذاره استوری واتساپ که نذاشتم

در عوض فرستادش برای مانبزرگم 

و مانبزرگم گذاشتش استوری واتساپ🙄

به هر حال سرشون گرم شد

ولی در من حس رضایت ایجاد نکرد

___

این کتاب زبان واقعا عالیه

مدت ها بود نکات ریز گرامر رو مشکل داشتم

خیلی خوب توضیح داده و کلی هم تمرین داره.

__

کتاب جدیدی نخوندم

احساس میکنم جز خوندن کتابای داستانی اینا

باید یکسری کتاب تاریخ ادبیات رو هم بخونم

همون حرفه ای تر شدن در خواندن و اینا...

ولی یکم تا پیدا کردن راهم گیج میزنم

__

فعلا همینا

: )

دوشنبه هفدهم آذر ۱۳۹۹، 1:32

متاسفانه مدتیه احساس ناراحتی میکنم

هنوز به افسردگی نرسیده

ولی کاملا مشخصه که شکننده شدم و زود

بهم میریزم.

انگار وسط یه چهار راه شلوغ وایسادم و تمام

ماشینا همزمان به سمتم میان.

 

این خونه نشینی هم همه چی رو بدتر کرده

بیرون از خونه بودن باعث میشه

هجوم افکار کمرنگ بشه

.

باید زمان بیشتری برای خودم،روحم

بذارم

این جور شکننده بودن باعث میشه

هر بار تیزی ش وارد قسمتی از بدنم بشه.

 

کرونا واقعا داره اذیت کننده میشه.

___

فردا امتحان دارم

واقعا کشش و توانایی خوندنش رو ندارم

 

بابا گلوش درد میکنه، نمیدونم مثل همیشه ست یا نه

قبلا دیگه واسه گلودرد ساده نگران نمی شدیم

ایش

__

احتمالا مدتی به ذهنم استراحت بدم

و اینجا هم کمتر بیام.

مواظب خودتون باشید

: )

-_-

یکشنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۹، 13:53

جدی جدی من نمیفهمم این اوضاع رو

حس میکنم یه شکاف کاملا عمیق

ایجاد شده.

در حالی که خیلیا برای دادن قبض خونشون

دارن دست و پا میزنن یه عده خیلی راحت 

سی چهل میلیون رو برای غیرضروری ترین کارهای ممکن میدن.

منم که جزو متوسطام هم این دو تا گروه رو نگاه میکنیم

و دهنم باز میمونه

نمیدونم واقعا چطوره 

(البته اگر متوسطی  سقوط نکنم)

___

دیروز یکسری کلیپ اموزش مسائل مالی در مدارس

رو نگاه میکردم.بعضی کشور ها اصول سرمایه گذاری درست،پس انداز کردن و سود دار کردن پول رو به

 همه یدانش اموزان یاد میدادن.

خب مثلا بخوایم اینو به دانش اموزای ایرانی

یاد بدیم ، دقیقا چی باید بگیم؟😐

با این اقتصاد روی هوا  بزرگترا هم موندن

و اصلا بازار ما بازار قانونی نیست. برای همچین

برنامه هایی باید یکسری چارچوب باشه حداقل..

قبلا میگفتم که اموزش درست،اقتصاد رو درست میکنه

متاسفانه الان می بینم که اولویت اقتصاد درست و درمون هست و به ادم گرسنه نمیشه آموزش داد.

خلاصه همه چی بنده ی پوله.

 

___

 

: )

امروز

پنجشنبه سیزدهم آذر ۱۳۹۹، 1:29

دیشب با ز حرف زدم

خیلی براش خوشحالم،حال روحی ش

خیلی خوب شده

رابطه ش هم انگار جدیه .

___

متاسفانه احساس بی عرضه بودن گرفتم

و همه ش هم تقصیر اون بیشعوره.

بند ارتباطی رو قطع کردم ولی حس های بدی

که گذاشته هستن

بدتر از اون دلمم تنگ شده

و تنها امیدم اینه که میدونم هیچ وقت

قرار نیست بهش پیام بدم و از این چرت و پرتایی که اینجا مینویسم رو بهش بگم.

غم انگیزه ولی در عین تنفر دلتنگم.

____

توی یه دور مسخره افتادم

که فقط احساسات بد رو دریافت میکنم

شاید نیاز باشه قسمت های خوب خودمو رو بنویسم

و در این مواقع نگاهش کنم.

___

روز به روز بیشتر متوجه ضرر های این

ارتباطات محدودم میشم ولی هیچ کاری در جهت

رفعش هم انجام نمیدم،

__

: )

=))

یکشنبه نهم آذر ۱۳۹۹، 23:15

دو روز درس میخونم

شونصد روز می افتم کو اتفاقات پیش بینی نشده

اه 

درسای دانشگاه به همون صورت تلنبارررر

موندن😐

وای خدا😐

یه لحظه همه شون اومدن تو ذهنم😐

ولی جدی حوصله انجان دادن ندارم.

امیدوارم حوصله ش بیاد‌.

برعکس برای ارشد خوندن هم انرژی دارم هم حوصله🤓

__

میشه ریا کرد؟

شایدم ریا نباشه ،من اینجا همه چی رو میگم اخه

چند وقت پیشا توی استوری یکی از دوستان دیدم نوشتن

که معلم از دبستان تا دبیرستان نیاز دارن

منم همینجور پیام دادم

متوجه شدم یه انجمن حمایت عاطفی از کودکان بیمار هست

و بچه هایی که به خاطر بیماری از درس عقب افتادن رو کمک میکنن

قرار شد یه دانش اموز من بردارم

دانش اموز اولی جواب نداد

شماره یکی دیگه رو دادن

با دومی که هماهنگ کردم 

اولی هم زنگ زد

واقعا نمیدونستم چکار کنم،چون دانش اموز اولی

خودش با من چت میکرد و حس بدی بود اگر میگفتم که

من نمیتونم کمکت کنم،اولی رو هم که هماهنگ کرده بود

در آخر هر دو رو قبول کردم

انرژی بفرستید دعا کنید یا هرچی

که بتونم کمکشون کنم .

مامانم اینا میگن نپرسیدی بیماری شون چیه؟

گفتم نه

راستش نمیخوام بدونم،دونستن بیماریشون

باعث میشه ناخودآگاه یه دلسوزی کنم که اصلا خوششون نمیاد

و من دل دونستش رو هم ندارم

نمیتونم واقعا.

اخ چقدر دنیای بی عدالتیه

__

این چند وقت نشستم تو خونه 

هیچ لباس نگرفتم

پول تو حسابمه ولی کاذبه = (

اولا که همه چی گرون شده

و دوما که اوضاع بهتر بشه برم لباس بخرم

صفر میشم😂😐

__

دیدین چه دختر خوبی شدم و دیگه کتاب نمیخرم؟

اصلا از کتاب جمع کردن خوشم نمیاد

الان چندتایی رو دارم که همونا رو میخوام بخونم

واقعا حس خوبی دارم که الکی کتاب جمع نمیکنم

__

سریال تویین پیکس رو دیدین؟

وای این عالیه

پیکی بلایندرز رو بندازین تو سطل 😬

: )

پسندیده ها

چهارشنبه پنجم آذر ۱۳۹۹، 12:14

میگن هر آنچه برای خود نمی پسندی برای دیگران نپسند.

جریان منه.

ترجیح میدم کسی کار داشته باشه باهام تماس بگیره

ولی خودم کار داشته باشم پیام بدم😂

 

البته واقعا پیام خیلی نارسانا و کوتاهه

نمیشه تو پیام که انشا بنویسی و دقیق کارتو توضیح بدی

از اون طرف نمیدونم چرا تماس با بعضیا استرس میده

با همه ی  این تفاسیر تا دو حلقه ی نزدیک اشنایی حتما وقتی کار دارم تماس میگیرم.

 

__

شما هم توی تماس گرفتن با غریبه ها استرس میگیرین؟

برام سواله که اون خاطر بدی توی بچگی دارم باعث شده این استرس رو داشته باشم یا اکثرا این حس رو دارن۱.

: )

:)))

سه شنبه چهارم آذر ۱۳۹۹، 1:14

کتاب گرامر جدید از بتی اذار هستش

واقعا عالیخ از معدود کتاب هایی که تونستنه منو

دنبال خودش بکشونه

متوجه شدم روزهایی که مثل چی درس میخونم

اخر شب سینگلی به یادم میاد

فکر میکنم تمایل به تعریف کردن

و باز نشر دادن خونده هام در من زیاد از حده

.

درس میخونم و ذوق کتاب خوندن درم کور میشه

نباید بذارم این اتفاق بیفته

 

: )

:)))

سه شنبه چهارم آذر ۱۳۹۹، 1:14

کتاب گرامر جدید از بتی اذار هستش

واقعا عالیخ از معدود کتاب هایی که تونستنه منو

دنبال خودش بکشونه

متوجه شدم روزهایی که مثل چی درس میخونم

اخر شب سینگلی به یادم میاد

فکر میکنم تمایل به تعریف کردن

و باز نشر دادن خونده هام در من زیاد از حده

.

درس میخونم و ذوق کتاب خوندن درم کور میشه

نباید بذارم این اتفاق بیفته

 

: )

این روزهای من

یکشنبه دوم آذر ۱۳۹۹، 1:6

به نظر میاد قلب ما با آسمون یه پیوندی داره،

نکنه تکه ای از قلبمون از اسمون ساخته شده؟

امروز هوا بارونی بود و قطره های بارون زیباتر از همیشه.

 

شروع کردم به زبان خوندن، این کتاب گرامر جدید

رو خیلی دوست دارم. روشش واقعا برای من خوبه.

در کنارش ۵۰۴ رو هم قراره تموم کنم، به خاطر ارشد.

چند تا از کتابای ارشد رو هم گرفتم‌. قطر دارن این هوا🙄

ولی کتابای جالب و خوندنی به نظر میان

قصد دارم این دو تا کتاب رو تموم کنم و بعد اون چند تای باقی مونده رو.

این کتاب حجیمه که تقریبا ۷۰۰ صفحه ست 

منبع جامع و کاملی برای یکی از دروسه و خوشمم میاد ازش‌‌.

الان که ۴ماه تا عید داریم، میتونم تمومش کنم؟🤔🤓

امیدوارم بتونم.

درسای دانشگاه رو نمیخونم ،خب وقت زیادی براشون نمیذارم

اصلا دروس کاربردی و قشنگی ندارم این ترم

و مایل نیستم وقتم رو برای این دروس بذارم

وقتی میتونم کارای مفید تری کنم=)

__

این پسر واقعا مودبه و رفتارش خوبه

بعد از یکی دوماه بهش پیام دادم

جوری استقبال کرد که خجالت کشیدم

بعد پرسیدم حالت چطوره

گفت میگرن دارنه.

گفتم که بره بخوابه و گفت که نه اول بگو فردا صبح چه ساعتی بیکاری که من پیام بدم‌.خیلی خوشحال شدم که پیامتو دیدم و حتما فردا یه زمان رو میخوام ازت🤧

حیف خارجیه=)

رفتارش واقعا خوبه، به جزییات توجه داره

اگر توی عکس پروفایلم زخمی چیزی رو صورتم باشه حتی کوچک حتما میپرسه چه اتفاقی افتاده و ...

نمیدونم انتخابای من توی دوستی

اشتباه بودن یا این واقعا مودبه و احترام گذاشتن و اصول رابطه دوستانه رو میدونه🤔

به هر حال انتظارت منو برده بالا😂 انتظارات شما هم بره بالا=)

: )
© من نوشت