زیر پتو و در حالت خلسه قبل از خواب بودم که شنیدم کارگرایی که تو اتاق پایین داشتن کار میکردن صدا بحثشون میاد و خیلی ناراحت به جون هم افتادن ، بلند شدم ببینم چه گندی زدن و چیو شکوندن(حدسم این بود که شیشه کتابخونه رو شکوندن)
که دیدم بطری اب شکسته
خب عزیزانم بطری رو شکونیدن، فدا سرتون چتونه مثل موش و گربه به جون هم افتادین نذاشتین من بخوابم؟