من نوشت

من نوشت هایم،گاه خاطرات،گاه غر زدن های بی انتها

اندر احوالات قاطی

دوشنبه پنجم تیر ۱۴۰۲، 1:55

مشخصه قاطی کردم. هر روز یه فاز متفاوت دارم ولی چیزی که این وسط ثابته، سرزنش کردن خودمه. از خودم اصلا راضی نیستم و هر قدمی برمیدارم کافی نیست انگار.

بابا بیا خودتو دوست داشته‌باش اینکارا چیه آخه.

یادم نیست اومدم چی بنویسم

شاید اومدم بگم که این روزا توی خونه نمی‌مونم، خونه حالم رو بد می‌کنه. عصرا همه‌ش بیرونم. اگر کلاس و خیابون گردی نباشم،میرم پیش دخترخاله‌م. مغازه داره و من در اصل میرم روابط آدما رو میبینم بدون این که خودم دخیل باشم.

حوصله‌م رو هم گم کردم و نمیدونم حوصله‌ها وقتی گم میشن کجا میرن. یه جایی باید باشه، نه؟

نصف شبی دلم خواست یکی نازمو بکشه: ((

: )
© من نوشت