من نوشت

من نوشت هایم،گاه خاطرات،گاه غر زدن های بی انتها

گذر زمان حتما اتفاق می‌افته ولی در این بین؟

یکشنبه هشتم آبان ۱۴۰۱، 13:20

در این بین خواهرمم هم زایمان زودرس

ممکنه بکنه و مامانم رفته پیشش‌.

من دوست ندارم کارامو کسایی دیگه انجام بدم

مامانمو می‌خوام.

واقعا تحت فشارم.

دیروز مامانم زنگ زد گفت که دکتر داخلی

گفته این قرصای که خواهرت میخوره

پرخاشگر میکنه ولی باید بخوره دیگه.

و خب حقیقتش اینه قبلش هم خواهرم خاص بود

و الان خاص‌تر.

هر کسی میاد خونه‌مون کمک رو

خیلی ریز میندازه بیرون: ))))

یعنی جدی جدی قرصا عالی‌ن.

من همه‌ش معذبانه میپرم وسط حرفاش و

اینا که یکم متعادل شه ولی نمیشه.

نمیتونمم برای همه توضیح بدم که از قرصاشه

و ناراحت نشید.

واقعاً حس می‌کنم دارم تموم میشم.

یعنی میدونم میگذره ولی داره سخت میگذره

و خسته شدم.

خسته نشدم دارم تموم میشم.

کاشکی میشد آدم فرار کنه از خودش

از همه چی.

خودمو ول میکردم روی تخت و میرفتم‌.

ولی میگذره نه؟

مجبوره بگذره.

: )
© من نوشت