من نوشت

من نوشت هایم،گاه خاطرات،گاه غر زدن های بی انتها

خل و چلا

دوشنبه هشتم شهریور ۱۴۰۰، 12:26

جدیدا هر کی به پستم می‌خوره خل و چله

: ))

الان یاد اون جوکه افتادم که رادیو میگه یه نفر داره اتوبانو برعکس میره، راننده نگاه می‌کنه میگه  همه برعکس میرن.

( انشالله تو این قضیه این طور نیست😂)

واقعا عجیبه برام که خیلیا زود پیشنهاد میدن

برای دوستی

واقعا نمی‌فهمم از چی من خوشش میاد با دو تا صحبت.

خب حداقل بگو دوست عادی شیم و بعد یواش یواش تغییر کاربری بدیم. 

چطور می‌شه یه دفعه خودمو بندازم وسط یه رابطه‌ی عاطفی با کسی که شناخت درستی ازش ندارم؟

نمی‌دونم چرا کسایی که به من پیشنهاد می‌دن اینقدر عجولن.

شایدم آدما عجول شدن. ولی واقعا من نمی‌تونم بپذیرم طبق یه آشنایی کوتاه با کسی وارد رابطه‌ی عاطفی شم.

حداقل یه شناخت قبلش نیاز دارم. 

اینم کنار بذاریم، لانگ دیستنس چه صیغه‌ایه؟😕

بهم پولم بدن حاضر نیستم خودمو بندازم وسط رابطه‌ی مجازی.

هر چیزی یه سنی داره و من فکر نمی‌کنم سن من، سن مسخره‌بازی لانگ دیستنس باشه.

یه رابطه‌ی توهمی و دورا دور.

ولی حالا این به کنار دیشب یه دعوای درست و حسابی کردم : )) خیلی حال داد.

خیلی وقت بود دعوا نکرده بودم با کسی.

اینم خوب رفت رو مخم، منم ادبش کردم.

یه جاییش طرف گفت که من می‌خوام به صراحت بگم میخوامت ولی روم نمی‌شه

😂😂

یکی نیست بگه خب تو الان داری میگی، کجاش رو دیگه روت نشده؟😂 

حقیقتا روحم شاد شد از بعضی حرفاش.

_

دوستامو می‌بینم بعضی وقتا واقعا حس می‌کنم که سخت گیرم.

چارچوب هر کس فرق می‌کنه. ولی گاهی حس می‌کنم منم زیادی خشکم.

ناراضی نیستم البته. اگر یکم عوض کنم چارچوبامو

از برنامه‌های خودم عقب می‌افتم.

شاید اگر اولویتم پیدا کردن کسی باشه چارچوبامم تغییر کنن. 

چه زندگی پیچیده‌ای🚶‍♀️ 

 

: )
© من نوشت