من نوشت

من نوشت هایم،گاه خاطرات،گاه غر زدن های بی انتها

ایرانی بلاتکلیف افسرده

چهارشنبه بیست و یکم مرداد ۱۴۰۵، 21:59

خواهرم اومده میگه: حالم بده. نمیفهمم چی میخونم.

من جلوش نشستم با کتاب‌هایی که فراموش کردم.

زدم زیر خنده، میگم: زن من این کتاب قطور رو برای زیست تمام تستاشو زدم و الان امروز میدونی توی آزمون جامع چند درصد زدم؟ بیستتتتت.‌بیست درصد.

میگه: نه رفته توی حافظه بلند مدتت.

گفتم باشه. بگو چته؟

گفت: حالم بده. حس می‌کنم افسرده شدم.

واقعاً زندگی توی ایران افسردگی نداره به نظرتون؟ توضیح دادم این وضعیت بلاتکلیف ما حتماً افسردگی داره و دارو هم بخوره.

همه‌ی ما داریم توی وضعیتی زندگی می‌کنیم که هیچ ثباتی نداره و هر کاری می‌خوایم بکنیم نمیشه! این نشدن‌ها تا یک جایی دووم اوردن داره.

اه، چه میدونم.

حالا خودم نگاه کتاب‌ها میکنم و میبینم وقت نمی‌کنم همه رو مرور کنم بعد یاد یکسالی که به فنا رفتم می‌افتم و باز میگم بخونم شاید دو تا تست بیشتر زدم اون بیست درصد قشنگم شد بیست و پنج درصد.

وای باورم نمیشه. جدی بیست درصد.

نفس عمیق.

چیزی بیشتر دست من نیست. من ادامه میدم و هر چی شد، شد.

: )
© من نوشت