کار اداری امروز و ناکامی.
رفتم اداره و کارم راه نیفتاد. هر چقدر هم خواستم مراحل قانونی رو بدونم بهم نگفتن و خیلی روی مخم رفتن.
دیشب هم درست نخوابیدم.
احساس میکنم خیلی تحت فشارم و واقعاً هم داره بهم فشار میاره این بلاتکلیفی.
از طرفی فکر میکنم شاید بهتر باشه تغییراتی ایجاد کنم. مطمئن نیستم این تغییرات باید در خودم باشه یا اطرافینم.
باید بیشتر فکر کنم و ببینم مشکل از منه؟
_
کاشکی یکی کارمند آ.پ بود و میپرسیدم ازش و میفهمیدم چکار باید بکنم با این موقعیت.
از خود اداره میپرسم هیچ جوابی به من نمیدن. میگن نمیدونیم.
جدی میگن نمیدونیم. جلسه میگیرن میفهمی.
میگم بابا اگر نیاز به کار خاصی هست خب بهم بگید و نمیگن.
بیتربیتا.
امیدوارم پلن بیم کار کنه و دلم خنک شه.
__
امروز یک ویدیو توی توییتر دیدم یه آقای دکتر ایرانی داشت راجع به پریود توضیح میداد. بعد گفت: نبینید دختران اطرافتون رو که راحت درباره پریود حرف میزنن، خیلی جاها اینجور نیستن.
داشتم به خودم فکر میکردم و نوشتهای که دیشب نوشتم.
به نظرم اطلاعات راجع به پریود خیلی کمه و من به عنوان یک دختر اطلاع رسانی که نه، سعی میکنم حالات روحی خودم رو در اون روزها زیر نظر داشته باشم و بگم زندگی یک دختر چطوره.
سانسور نکنیم. سانسور نداره این اتفاق.
من که دخترم خیلی چیزها رو نمیدونستم و نمیدونم هنوز هم.
اکثر اوقات حالات روحی من پایدارن و درد آنچنان ندارم. این ماه فهمیدم پیاماس دقیقاً چیه. پیاماسهای قبلی شوخی بود.
چون به عنوان مریم مقدس دیشب باز رد دادم و مطمئنم این رد دادن طبیعی نبود. آگاهم غمم واقعی نیست و هم تحت فشار روحیم و هم جسمی ولی نمیتونم انکارش کنم و باید کنار بیام باهاش تا وقتی این دیواره عزیز لطف کنه بریزه.
مگر این که حامله باشم و نخواد کلا بریزه که حرف دیگه ست.
دختر بودن و هورمونها.