من نوشت

من نوشت هایم،گاه خاطرات،گاه غر زدن های بی انتها

اشتباه شیرین

سه شنبه بیست و پنجم دی ۱۴۰۳، 20:43

من الان تقریباً مطمئنم رابطه‌م با ح عزیز اشتباهه : ))) جدی هر جور حساب میکنم هیچ نقطه‌ی اتصالی نیست. هر دومون گیج شدیم.

البتخ از اولم میدونستم اشتباهه این کار ولی نمیدونم چرا ادامه دادم. دیروز برام سوال شد ما چطور به این نقطه رسیدیم؟

پیام‌ها رو از تابستون نگاه کردم. هیچی ندیدم. نقطه‌ای که بگم آها از این نقطه بوده ما نزدیک شدیم، نه ! نبود.

تازه تابستون تا اوایل مهر هم من همه‌ش خواب بودم و یکی درمیون وسط پیاماش خوابیدم. اون بیچاره‌ هم هی گفته نمیشه ما یه وقت صبحت کنیم که وقت خوابت نباشه؟ و من گفته بودم نه: ))) من توی طول روز گوشی دستم نیست. یعنی یارو هر چی نخ میداده من مثل خنگا رد میکردم.

نمیدونم چطور افتادم وسط این رابطه غلط.

امروز با خودشم صحبت کردم اونم گیج شده‌بود. دو تا گیج : )))

شاید بهش بگم خودش بیاد اینور. من که الان برام مقدور نیست برم اون بیاد تفریح این سمتا. قبلا هم گفته بود دوست داره بیاد. بیاد دیگه. حداقل یکبار ببینمش بعد ببینم چه خاکی باید تو سرم بریزم.

البته که از دور پسر خوبیه اما ببخشید همه از دور خوبن . منم خوبم حتی. کی از دور بده اخهههه.

خلاصه من موندم و این رابطه غلط دوست داشتنی. دوست داشتنی چون برای خودم این میزان احساسات برای بار اوله که داره اتفاق می‌افته.

____

امروز باز صداش کردم تا بگه جان

دفعه اول گفت جان

دفعه دوم این : ))) فرستاد

گفتم من صدات میکنم که بگی جان. این چیهههه

گفت آخه جان پشت گوشیه. داره اسممو تایپ میکنه

بله بله. لاس لاس لاس. لاس خوب

_____

درس خوندنم هم خوب شده. از اون حالت گیج و کند در اومدم: ))

مرسی خدایا.

__

: )
© من نوشت