من نوشت

من نوشت هایم،گاه خاطرات،گاه غر زدن های بی انتها

زیر نمودار

چهارشنبه پنجم دی ۱۴۰۳، 18:9

نمیدونم این چه ویروسیه که

یک هفته‌ست دهن منو سرویس کرده.

هر روز حالت تهوع دارم و غذا خوردن

برام عذاب بود‌.

الان کمی بهترم. نمیدونم فکر کنم بهترم.

___

چشمم انگار گل‌مژه زده یا التهابه.

هر چی هست هنوز از اون حالت تهوع نجات پیدا نکردم

گیر این افتادم.

این قدر دلم می‌خواد بگم که چشم خوردم

: ))))

خیلی بامزه‌ست. من چشم خوردم.

آخه من یه دونه‌م و همه چشم‌ها به منه‌.

حیف اعتقادی ندارم: )))

___

مزیت توی ارتباطات گوناگون قرار گرفتن

اینه که آدم متوجه میشه چه رفتاری رو ترجیح میده

و یا حتی کدوم رفتار خودش بده.

آدمی توی ارتباط با دیگرانه که خودش رو می‌شناسه.

ارتباط با ح رو دوست دارم

چند روز پیش بحث‌مون شد و من مقصر بودم

اونقدر عاقلانه برخورد کرد که منی که

نمیخواستم قبول کنم مقصرم، دیدم نه واقعا

جای انکار ندارم.

گاهی پیام میده که موقعیت صحبت کردن داری؟

و آخر همون شب، برام مینویسه که چقدر از

صحبت باهام لذت میبره.

من مدت‌ها بود یادم رفته بودم کسی می‌تونه از

صحبت‌ باهام خوشحال باشه

و یا منتظر تماس من باشه.

آدم توی شلوغی روزهاش چه چیزهای

کوچک ولی پراهمیتی رو فراموش می‌کنه.

___

زندگی در جریانه

همچنان من مصر به درس خوندن هستم

و همچنان این مسیر سخت و پر از چاله‌ست.

نمیدونم موفق میشم یا نه

ولی میخوام انجامش بدم

با تمام سختی‌ها و ناامیدی‌ها‌.

بیاید امیدوار باشیم

امیدوار به شدن

به روزهای بهتر و زیباتر

.

​​​​​​​

: )
© من نوشت