من نوشت

من نوشت هایم،گاه خاطرات،گاه غر زدن های بی انتها

استرس

پنجشنبه پنجم مهر ۱۴۰۳، 9:59

نمی‌دونم استرس چی رو دارم. مدت‌ها بود استرس نگرفته‌بودم ولی حالا مضطریم و دلم می‌خواد گریه کنم. حتی نمی‌دونم گریه برای چی!

دیروز روز شلوغی بود و اتفاقات مختلفی افتاد، فکر کنم هنوز توانایی مدیریت اتفاقات گوناگون رو ندارم و بهم استرس میدن. فکر می‌کردم خوب شدم. اما نشدم. در نهایت اتفاقات و زمانی که روز تموم میشه من منبع دراز کشیده‌ای از کورتیزول میشم.

میدونم نباید برای اتفاقات نیفتاد نگران باشم ولی نمیتونم مدیریتش کنم و نگرانم.

: )
© من نوشت