تکهای از هر چیزی
چهارشنبه بیست و چهارم مرداد ۱۴۰۳، 18:36
امروز، چهارشنبهست. چهارشنبه شبیه آخرین تکهی هلوی مانده در رانیست. همان تکهای که تمام تلاشت را میکنی ازش لذت ببری ولی به دستش نمیآوری.
حالا از چهارشنبه گذر کنیم، به من برسیم. من که مخلوطی از حسهای مختلفم از رسیدن و خوندن و دوست داشتن گرفته تا ناامیدی و نگرانی. یه آش شله قلمکار حسابی!
باید اعتراف کنم من در مقایسهها همیشه بازندهام. بازنده به این معنا که اصلا مقایسهای شروع نمیکنم. مقایسه کردن راه رفتن روی دیوار یه برج بلنده، میافتی یا نمیافتی؟ من هیچ وقت مقایسه نمیکنم آخه حوصله افتادن رو ندارم. شاید باید روزی بپرم. پریدن درست و حسابی!
: )