من نوشت

من نوشت هایم،گاه خاطرات،گاه غر زدن های بی انتها

شنبه

شنبه بیست و نهم تیر ۱۳۹۸، 7:57

خوابم بهم ریخته 

و اصلا مشخص نیست چرا باید ۶صب بیدار باشم-_-

 

: )

؛))

جمعه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۸، 12:36

دیشب خواب دیدم 

که گوشیم از دستم افتاد توی رود 

سریع درش اوردم

اما همه ش نگران بودم که گوشی م نکنه سوخته باشه

حتی توی خواب هم بی پولی موج میزنه

مثلا چی میشد تو خواب

میگفتم هه 

خیلی بیخیال میرفتم یه گوشی دیگه میخریدم:(((

 

: )

اوفف

پنجشنبه بیست و هفتم تیر ۱۳۹۸، 12:33

میدونین از ترسم  حساب و کتاب باقی مانده حساب 

رو انجام نمیدم

میدونین که اگر حساب کنم پول کم میارم

و میدونین چقدر دل بستم به افزایش حقوق

#گررریه

 

جدا میترسم برم سمت ماشین حساب 

یکی بیاد مسولیتشو قبول کنه-_-

: )

عجیبه

سه شنبه بیست و پنجم تیر ۱۳۹۸، 2:44

دفعه اول هست که فراز اینقدر  راحت حرف میزنه و پشت سر هم.

شرایطی که براش پیش اومده واقعا جالب نیست

نمیدونم چرا و چطور به اینجا رسید

و فک نمیکنم بخواد بگه

برای من هم حداقل تکرار و بازگو کردن خاطرات تلخ خوشایند نیست

 

در اخر گفت که ممکنه زن بگیرم

عجیب ترین حرفی بود که ازش شنیدم-_'

هر چند میگه نگفتم که همین الان.

اما خب به زبون اوردنشم یعنی کسی هست

: )

هوم

دوشنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۸، 2:59

امشب شدیدا دلم گرفته 

خیلی دلم میخواست میتونستم به کسی پی ام بدم 

و حرف بزنیم

برای اکثر دوستامم همونی هستم که وقتی ناراحتن بهش 

پی ام میدن

اما من هیچ وقت با کسی اونقدر احساس راحتی نکردم

که پیام بدم 

حرف بزنم 

و نگران نباشم که طرف کار داره ، حوصله ش سر رفته...

ز میگه که فیلترایی که برای دوستات میذاری زیادن

سخت گیری 

نمیدونم اسمش سخت گیریه یا نه 

اما هر چی هست 

زیاد خوب نیست 

چون واقعا یه وقتایی ادم نیاز داره

ویس بده حرف بزنهد

و احساس راحتی کنه 

تو این محدودیتی که من درست کردم 

نیست که نیستتت

هوف

: )

خب

یکشنبه بیست و سوم تیر ۱۳۹۸، 21:55

میدونین به این نتیجه رسیدم

استعداد،خیلی کم توی موفقیت تاثیر دارن

بگم براتون که در همین راستا 

رفتم کلاس طراحی 

و کلاس خوشنویسی هم خواهم رفتتت

این که زدم تو کار مهارت یادگرفتن 

درسته من شغلم رو خواهم داشت 

اما رضایت خیلی برام مهمه 

و به نظرم اونی موفقه 

که اونقدر تلاش میکنه تا راه اصلی شو پیدا کنه

(با از این شاخه به اون شاخه پریدن کاملا متفاوته)

: )

امروز

یکشنبه بیست و سوم تیر ۱۳۹۸، 16:2

گوشی م دست دخترخاله م بود

پیامای واتس رواز بالای صفحه میخوند.

گفت: چرا نمیگی معدل اول کلاس تویی؟ خودشونو

کشتن که معدل اول کیه!

میدونین جواب این سوال نه سخت بود نه اسون

دلم نمیخواست کسی بدونه.

جو کلاسمون جوریه که حسادت توش موج میزنه

و من دلیلی نمیبینم خودمو تو معرض قرار بدم

و واقعا چه اهمیتی داره من معدل اولم؟

اونی که باید خوشحال باشه نیست 

به هر حال نگفتم و نمیگم :  ))

: )

گوش بدین

یکشنبه بیست و سوم تیر ۱۳۹۸، 15:58

گوشش بدین حتما

حس جالبیه

 

https://m.soundcloud.com/haataari/hatari-mojgane-siah

: )

خب

چهارشنبه نوزدهم تیر ۱۳۹۸، 3:43

بگم‌براتون

کتاب خریدم 

تعداد زیاد : )))

خب اونقدرم زیاد نیستن واقعااا

اما من عادت ندارم چند تا چندتا کتاب بخرم

برام مهمه که تموم شن و بعد بخرم

ولی این دفعه موقعیتی پیش اومد 

و چندتا کتاب خوب خریدم

___

یکی از کتابا کمی تخصصیه 

برای این که یادم بمونه قراره یه جاهاییشو 

برا فراز بفرستم : ))

بیچاره جور همه رو میکشه

: )

اسنپی

سه شنبه هجدهم تیر ۱۳۹۸، 1:4

اسنپی که برای برگشت سوار شدم

اینقدر خوب بود که نمیخواستم پیاده شم-_-

اهنگ پینک فلوید و نیروانا و بیکلام تمام مسیر گذاشته بود

و چه عطری خوشبویی زده بود(فاکتور بگیریم سیگاری بوده)

کولر زده بود رو اخرین درجه و دریچه ها طرف ما*_*

غر هم نمیزد تو ترافیک ، این نکته خیلی مهمی بود واقعا 

و جدا نمیخواستم پیاده شم:/

اصلا سیستم ماشینش یه فازی میداد

 

خلاصه این که اخر روزمون رو ساختی

امیدوارم بهترینا برات اتفاق بیفته 

 

پ.ن : چون خسته بودم و گرما زده اما حالم جا اومد^_^

 

 

: )

پائول

شنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۸، 23:2

اهنگ better man

پائول نوتینی 

یه حجم عظیم از احساسات رو به من منتقل میکنه

 متن قشنگ و صدای ارومش 

و اونجایی که میگه

(( اون دختر باعث میشه من لبخند بزنم))

یا اونجایی که 

(( اسمون رو بوسیدم تا براش یه نامه ابی بفرستم))

شما این حجم احساساتو ببین

بیشتر از دوسالو

رو این اهنگ قفلم

هر وقت حالم خرابه

میگم میاد اونی که میک می وانا بتر 

: )

امروز

شنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۸، 22:21

یکی از بدی ها من اینه 

توی دوستی پیش قدم نمیشم

همیشه حس هام تو دوستی اشتباهن

نود درصد مواقع حس میکنم طرف

نمیخواد حتی اسم منو رو گوشی ش ببینه

اونوخت میبینم که 

یه جایی نوشته تو چرا این قدر مرموزی؟

چرا بیشتر حرف نمیزنی؟

خب تو بپرس منم میگم-_-

اما واقعا انتظار بیجاییه همه همیشه

بقیه بیان جلو

: )

شنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۸، 22:19

نمره های دانشگام شدیدا عجیبن

حس میکنم دوربین مخفیه

استادی که نصف کلاسو انداخته

وبقیه رو هم ۱۲ اینا داده

من ۲۰ گرفتم ازش

-_-

حس دوربین مخفی دارم

: )

خخ

سه شنبه یازدهم تیر ۱۳۹۸، 0:58

پیام داد زنگ بزنم؟

گفتم بزنگ

داشتیم حرف میزدیم 

که مامان خانم اومدن تو اتاق:|

به قول علی(( کافیه مامانم بفهمه دارم با تلفن حرف میزنم

اینقدر میره و میاد تا بزنم رو پخش مطمین شه دختر پشت خط نیست: )) )

دقیقا یه همچون حالتی بود

اخرم قط کردم

___

نمیدونم چرا فراز مثل گذشته نیست

پیامامون کوتاه

و جوری ن که مکالمات بسته میشن

خب چرا؟

تو جزو بهترینایی برام : ))

: )

-/

دوشنبه دهم تیر ۱۳۹۸، 1:52

یکی از دوستام رل زده

اون یکی در شرف رل زدن

و یکی دیگه هم‌شکست خورده 

و هر سه به من پیام میدن

 و من :|

واقعا هندل کردنشون سخته

 

: )

: ₩

دوشنبه دهم تیر ۱۳۹۸، 1:45

پیام میدم‌بهش

نیم ساعت که بگذره و جواب نده

پراکسی رو خاموش میکنم

 

: ))

منطق ندارم.

: )

اخری

پنجشنبه ششم تیر ۱۳۹۸، 2:4

چه لحظات اخر چرتی:|

جدا چرا امتحان میگیرن؟

چرا اعتماد ندارن و به شعور ادم توهین میکنن؟

ما خودمونیم میخونیم خب : ))).

: )

چهارشنبه پنجم تیر ۱۳۹۸، 22:44

تو حالت برزخی 

خوشبختی بدبختی گیر کردم.

اول این که فردا اخرین امتحاناست

دوم این که دوتا امتحان با همه.و من هیچ کدومو هنوز نخوندم

: )))

: )

چارشنبه

چهارشنبه پنجم تیر ۱۳۹۸، 8:24

شدیدا خوابم میاد.

مباحث امتحان همه شون شبیه همه ن

و من امیدوار به این که 

بتونم حداقل استعداد انشا نویسی 

رو به رخ استاد بکشم 

دارم میرم سر جلسههه

 

امتحان تشریحی با این حجم خر است-_-

: )

عع

سه شنبه چهارم تیر ۱۳۹۸، 23:59

ااا

من این جا غر نزنم کجا غر بزنم...

جدی جدی پوکیدم

این امتحانم حجمش زیاده و فقط دلم میخواد بخوابم

اه 

نمیی تونم دیگه-_-

: )

اوم

سه شنبه چهارم تیر ۱۳۹۸، 22:5

به جا درس خوندن

منو گرفته به امتحام کردن سرور وی پی 

 باو درس دارم 

بکش کنار...

: )

اخرین لحظاته دووم بیار

سه شنبه چهارم تیر ۱۳۹۸، 20:52

میگه میدونی چرا من بعضی وقتا پیامات رو دیر سین میکنم؟

گفتم نه(هر چند تو دلم گفتم چون بیشعوری)

گفت این هیجان که ممکنه چی گفته باشی رو دوس دارم

 

_خب شاید اگر از دختر دیگه ای میشنیدم میگفتم 

چرت و پرت میگه یا میخواد توجیه کنه.

اما باور کنید کلی اخلاق این جوری داره

کلی قوانین و ادا و اطوار داره

فلان داستانو باید تو فلان فصل بخونم

این غذا فقط تو یه ساعت خاص میچسبه 

و ...

کاملا برعکس من

: )

جینگ جینگ

سه شنبه چهارم تیر ۱۳۹۸، 18:24

تاچ گوشی م کند شده : ((

کتاب سفارش ندادم : ((

اما..

امتحانام تا پنج شنبه تموم میشن : )))

 

 

اکچلی ایم گووود

 

: )

اا

سه شنبه چهارم تیر ۱۳۹۸، 1:0

حتی این جا حرف زدن رو هم دیگه دوست ندارم

احساس میکنم توی دور باطل گیر کردم 

یا شایدم توی باتلاق

هر روز بیشتر از قبل فرو میرم

...

دلم میخواد برای حتی مدت کوتاه

شده دو روز 

یه جای اروم و ساکت باشم

بدون این همه واهمه

بدون ترس 

نمیدونم چرا این قدر پر از 

حس بد شدم

: )

دوشنبه سوم تیر ۱۳۹۸، 20:0

حتی زمانی که میخوام از پول خودم

خرج کنم هم باید بقیه دخالت کنن

زیبا نیست؟

 

+این روزا خیلی حس بدی دارم

خیلی ناراحت و غمگین

و حقیقتش این از خودم ناراحتم

از شرایطم

وقتی به درجه ای برسی که ببینی

با تمام ارزوهات فرق داری

با تمام اونچه که میخواستی کلی فاصله داری

 و حس میکنم که یه جاهایی خودم رو دست کم میگیرم

حتی نمره های خوبم هم حالم رو خوب نمیکنن

باورم رو نسبتا به خودم از دست دادم

چرا خب؟

هووف

: )

اه

دوشنبه سوم تیر ۱۳۹۸، 18:54

اه

لیست کتاب دادم بهش که برام بخره

زنگ زده فلان کتاب چیه؟

نخونیش ها

گفتم اوکی

ده بار دیگه تکرار کردددد

 

(پ.ن عزیزم من میخونمش

قرار نیست چیزی چون تو اعتقادات اکثریت نیست.

درباره ش اطلاعات نداشته باشم)

 

:/

: )

Omm

دوشنبه سوم تیر ۱۳۹۸، 1:54

یکی از بدترین نوع نا امیدیا زمانیه 

که به مدت طولانی گوشی دستت نباشه 

و یا کلا در دسترس نباشی

و خب اون زمانی که گوشی رو روشن میکنی 

و در دسترس میشی

اسم چند نفر میان تو ذهنت 

که اره اینا حتما سراغمو گرفتن

و اره 

میبینیهیچ نوتیفکشنی  وجود نداره.

 

حداقل چیزی که میشه بعدش به دست اورد این

که زمان ادم با ارزش تر از اونیه 

که به هر کس تقدیمش کنی

در حالی که تو کوچک ترین ارزشی  نداری براش.

 

حقیقتا دلم گرفت

: )

یکشنبه دوم تیر ۱۳۹۸، 21:52

امشب تولدشه

براش یه تبریک تولد قشنگگ

پیدا کردم

 

اه کاشکی همین کلیپو یکی برا خودم میفرستادم-_-

 

لنتیا منم دل دارم‌

: )

-_-

یکشنبه دوم تیر ۱۳۹۸، 20:20

به نظرم خیلی خوبه

برا بعضیا کلاس صبر در صحبت کردن رو بذارن

که وقتی کسی باهاشون مخالفه 

زود جوش نیارن

اصلا نمیشه حرف زدن اینجور که¡

 

خلاصه صبر داشته باشین

صبر خوبه: ))

: )

یکشنبه دوم تیر ۱۳۹۸، 1:28

الان به جا این که چرت و پرت بگه

درباره اهنگ موردعلاقه من

باید از دایرکت مهاجرت میکردیم به تلگرام

 

 اما خب تجربه ثابت کرده 

۱) فک میکنه حرفی بزنه به هزارن قسمت تقسیم میشه

۲)دوری و دوستی 

همچین که یکم با یکی خوب میشی

همع اخلاقا محمدی شو برات رو میکنه

 

: )
© من نوشت