من نوشت

من نوشت هایم،گاه خاطرات،گاه غر زدن های بی انتها

شک و تردید

شنبه پنجم آذر ۱۴۰۱، 10:8

تقریبا همه علائم افسردگی رو میبینم

امیدوارم موقت باشه و بتونم کم کم خودمو جمع کنم

و برگردم به خودم.

میتونه تنها یه اضطراب پس از حادثه باشه

اما از این دور بودن دارم اذیت میشم.

میخوام خودم باشم، برسم به کارام

فکر کنم به همه‌ی چیزایی که برام پیش میاد و

انگیزه انجام کارام رو داشته باشم.

مثل این که لذت بردن رو گم کردن.

چند روز پیش یکی از کارای موردعلاقه‌م رو داشتم

انجام میدادم و هیچ لذتی نبود. هیچ حسی نبود.

من میترسم از این جور بودن.

میام به خودم حق بدم و زمان بدم ولی میترسم

گیر کنم توی این روند.

هوف

: )
© من نوشت