من نوشت

من نوشت هایم،گاه خاطرات،گاه غر زدن های بی انتها

این پی‌ام‌اس نیست!

پنجشنبه چهارم بهمن ۱۴۰۳، 20:22

داشتم با خودم فکر می‌کردم گفتم نکنه پی‌ام‌اس شدم که اینجور میخوام همه رو بکشم؟

والا طبق تقویم نه. البته اگر پی‌ام‌اس رو ده روزه حساب کنیم شاید.

به هر حال من ناراحتم. آقای ح ناراحتم کرده و فعلا هم از دلم نیورده. فکر کنم الان اون قهر کرده: ))))

منم حقیقتش زیست عقبم، گفتم با اجازه زیست باید بخونم و رها کردم همه چی رو. ولم کنید واقعاً.

زیست این مبحث همیشه برام غول بود و میگفتم یا خدا به این برسم چکار کنم؟ چه کاری بود دوباره برگشتم تا این رو بخونم؟

امشب که خوندمش دیدم عه چه خوب میره جلو. اصلاً اون غولی که فکر میکردم نبود.

یه چیز بی‌ربط

یه آقایی توی توییتر دارم. همسر و فرزند داره و با یکی دیگه هم انگار در ارتباطه. همه‌ش اسم یکی دیگه رو با عنوان رفیق میاره. بعد نه رفیق که رفیق. اینجور بود که اون سری سوتین‌ش رو بهم نشون داد و فلان. همین آقا یه جوری هم مذهبیه‌. از این موارد زیادن ولی من هر بار میبینم تعجب میکنم و میگم یا خدا؟ یعنی چی؟ چرا؟

خدا میدونه والا.

___

به امید خدا شنبه هم تعطیل باشه عالیه. پروو شدیم دیگه: ))) تعطیلی مزه داده.

___

با قهر اینبار همراه ما باشید.

: )
© من نوشت