در این فاصله
دوباره دارم میرم سرکار
این که چی شد و نشد خیلی مفصله
و منم خیلی دلگیرم.
دلگیر و ناامید از این روند
___
دیشب خیلی مسخره از ا ناراحت شدم.
نمیدونم حق داشتم یا نداشتم ولی ناراحت شدم.
قبلا وقتی ناراحت میشدم ازش، اونقدر جدی نمیگرفتم
ولی اینبار فقط یه چیزی توی ذهنم تکرار میشد
این رابطه یه روزی تموم میشه
امروز یا فردا.
به هر حال راه هر دوی ما به نظر جدا میاد.
و این جدایی که به نظرم اومد، باعث شد اینبار من جلو نرم.
بارهای پیش همه چی برام مسخره بود و ناراحتی انچنانی به دل نمیگرفتم
ولی اینبار به این فکر میکنم که خب یا تموم میشه یا آشتی نمیکنیم.
این آشتی نکردن همون جدایی میشه که پیش میاومد.
ولی تا ابد دلم شکسته میشه که دوستی که فکر میکردم
برای هر دو ما مهمه فقط ظاهری بوده.
اخ اخ.
مسخرهست ولی مثل قبل دوستت ندارم اما گاهی
دوست داشتن رو دوباره حس میکنم.
انگار برای لحظاتی نزدیک میشی، خیلی نزدیک.
___