اوه
یه پسر بود اکانتشو چک میکردم
خیلی خفن و درس خون بود.
کلا فقط درس خون نبود، یه زندگی نرمال داشت.
برام جالب بود تا دیدم مهاجرت کرد آمریکا.
هر چند وقت یکبار اکانتشو چک میکردم میگفتم
نگاه کن این چقدر خفنه تو هم تلاش کن.
ولی ذهنتیم راجع بهش این بود که حداقل ۲۸ ساله ست.
الان دیدم تنها دوسال از من بزرگتره.
جا خوردم و یه جورایی بادم خالی شد.
حقیقتش اینه که این پسر در کنار درس خون بودنش
حمایت مالی خانواده رو هم داشته.
دغدغه پول نداشتن خیلی مهمه.
نمی دونم چرا همیشه تاثیر محیط رو نادیده میگیرم
مثل اون معلمای انگیزشی عمل میکنم که فقط میگن تو میتونی.
مثلا یه ماهی میذارن پای درخت و میگن برو بالا برو بالا.
حالا نه این که ماهی باشیم ها، ولی هدف ها و خواستهها نباید درخت باشن.
یا حداقل درختمون باید یکم نزدیک به ویژگیهای خودمون باشه
از اون طرفم یه وقت به خودمون نیایم ببینیم تنه درختو صدساله سفت چسبیدم هیچ جا هم نرسیدیم.
ولی بیست سالگی چقدر سخته.
توی بیست تا سی سالگی باید خودتو شکل بدی
و دقیق بدونی چی میخوای.
هدف داشته باشی تا یه وقت نببینی مثل هزارن انسان دیگه شدی.
کاشکی منم درخت خودمو پیدا کنم و ازش برم بالا🚶♀️