من نوشت

من نوشت هایم،گاه خاطرات،گاه غر زدن های بی انتها

جمعه

جمعه هشتم مرداد ۱۴۰۰، 15:9

یه مدت فیلم های هالیوودی که میدیدم

واقعا از زرق و برقشون خسته می شدم.

شلوغی صحنه ها اذیتم می کردم.

بعدها تونستم فیلم های آروم تری رو پیدا کنم

هم ریتم اروم داشته باشن و هم صحنه های ساده و زیبا.

دیشب اتفاقی یه فیلم سینمایی کره ای دیدم

صحنه ها تماما ساده بودن .

حتی خونه ها بیشتر خالی بودن تا پر از وسایل.

کلی آدم کیف می کرد.

البته الان که دارم فکر میکنم خونه ی ایرانی ها هم

پر از وسایل بیهوده ن.

پر از وسایل تزیینی و مصنوعی.

امیدوارم یه روزی توی واقعیت ما هم از این شلم شوربا بودن دربیایم.

و مهم تر از همه مبلای سلطنتی منقرض شن =))

واقعا متنفرم از این مبلا. اه.

از گلدون مصنوعی هم متنفرم.

یادم‌باشه یه وقت اینا رو نگیرم.

__

سه تا کشویی که به طرز افتضاحی

بهم ریخته بودن رو امروز تمیز کردم

واقعا تبارک الله به من.

اون سه تا کشو پر از وسایل ریز ریز بودن

همیشه تمیز کردن این چیز میزای کوچک سخت تره.

کمد لباسام هم تمیزه.

برای من بهم ریخته اینا نشونه ی تغییره.

بالاخره دارم جز خانواده ی تمیز ها می شم😌

__

برای ارشد نمی دونم چکار می خوام بکنم.

حقیقتش این که دلم می خواد دوباره لیسانس شرکت کنم

ولی یکم آینده م پیچیده میشه.

من عاشق زبانم. کنکور اول هم می خواستم

زبان بخونم که نذاشتن.

رتبه ی زبانم هم خوب شده بود.

به هر حال نشد برم. الان احساس می کنم

می تونم زبان رو منسجم تر بخونم.

ولی از کلیت کارم و ریز جزییات پیرامونش مطمئن نیستم.

: )
© من نوشت